من توریستم بزرگترین پرتال گردشگری

چهارشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۹۹

بازدید :
1366

آتشگاه قصران




امتیاز (0 از 10) از مجموع 0 رای

آتشگاه قصران Ghasran Temple در استان تهران ، شهرستان شمیرانات ، مرز مشترک آهار و شهرستانک ، واقع در روستای آهاراستودان زرتشتی بر روی یکی از ارتفاعات کوه توچال به نام کوه آهاروش که ارتفاع آن از سطح دریا حدود3120 متر است احداث شده است.

طول جغرافیایی آن 51 درجه 24 دقیقه و عرض جغرافیایی آن 35 درجه و 57 دقیقه و سی ثانیه است . آتشگاه از قله توچال کمتر از ده کیلومتر فاصله دارد و با چشم غیر مسلح به راحتی از توچال دیده میشود.

وجه تسمیه

این آتشگاه را در محل به نام «قصر دخترک» و «قلعه دخترک» و نام‌های ترکی «قزل ماما» و «قزماما» می خوانند و منظور از دختر و ماما در این نام‌ها احتمالاً ناهید و آتشگاه نیایشگاه آناهیتا بوده است.

مشخصات

آتشگاه در اصل دو طبقه بود ، در پهنه ای به مساحت تقریبی 110 متر ساخته شده . در نزدیکی آتشگاه سه آبادی وجود داشته و زندگی آنها از راه پذیرایی زائران آتشگاه می گذشته و پس از خاموش شدن آتشگاه به تدریج محل خود را ترک گفتند و به دیه آهار مهاجرت کردند. آن سه آبادی که گویششان اکنون با گویش مردم آهار به هم در آمیخته است عبارتند از: شکراب ، ده تنگه و لونک.

نکته: شکراب را به روزگار باستان ارنگیز و ارنگیزان (یعنی ارنگهٔ کوچک ) می نامیدند و نام مذهبی زرتشتی این آبادی به عهد پیش از اسلام آدریان و به لهجهٔ محلی اودریون بوده است .

افسانه محلی

دختر و پسر جوانی در روزگاران پیشین سخت عاشق یکدیگر بوده اند و با هم سر به کوه گذاشته اند و بدان نقطه رفتند و با شیر آهوان و سنگ و خاک کوه آن بنا را در آن نقطه دور از مردم جهت خویش بساختند و سال‌ها با عشق آتشین با دو ایزد ناهید و مهر که دو فرشتهٔ مونث و مذکر زرتشتی بوده اند زندگی کردند.
این آدران بر روی صخره ای بلند از سنگهای شیست بنیان یافته است.
گزینش این محل تصادفی نبوده است بلکه در تعیین آن ، همه ی مناسبات و جهات رعایت گردیده است. در میان مرتفعات آن حدود ، این نقطه تنها محلی است که از آنجا آبادیهای بیشتری از دیه های قصران پیداست ، و بر دره های بزرگ آن حدود همچون دره ی شهرستانک در باختر و دره آهار و ایگل و اوشان در جنوب خاوری و دره ی میگون در خاور مشرف است ، و کوه دماوند و چکاد توچال و رشته های کوه کلوم بستک و گاجره و کسیل از آنجا به خوبی نمایان است.
پهنه ای که آتشگاه بر روی آن ساخته شده است به شکل چهارگوش است که هر وجه آن نزدیک به 10 متر و شیب آن از جنوب به شمال نزدیک به 1.80 متر است که از مصالح فشرده ی سنگ و ملاط گچ شیب را پر کرده اند ، و همه ی بنا نیز با همین مصالح ساخته شده است. ابعاد کل این بنای مربع شکل ده متر و نود و پنج سانتی متر در نه متر و نود سانتی متر است ، که در اصل دو اشکوبه بوده است ، ولی آنچه اکنون مشهود است بقایای دو تالار و یک دالان از اشکوب نخست است. درازای تالارها چهار متر و شصت سانتی متر و پهنای تالار باختری سه متر و پانزده سانتی متر و پهنای تالار خاوری دو متر و شصت سانتی متر است. ورودی هر دو تالار از دالانی است که در جنوب بنا شده است. درازای این دالان هفت متر و پهنای آن دو متر و نیمه خاوری آن از جنوب باز بوده است. و گویا دری نیز از سوی باختر داشته است که محل آن نیز اکنون باز است. آفتاب به درون تالارها نمی تابیده است. تالار باختری به سبب بسته بودن جلوی ایوان از جنوب ، تاریک تر بوده است ، و باید چنین پنداشت که آتش سپندینه در این تالار که هم بزرگتر و هم تاریکتر بوده نگهداری می شده است ، و در برگزاری مراسم و تشریفات دینی از این آتش می گرفتند و به اشکوب بالا که بنای آن به قیاس آتشگاه های دیگر گویا چهارتاقی و از چهار سو باز بوده است می بردند ، و آیین نیایش در آن فضای باز انجام می پذیرفته است. روکاری دیوارهای به جا مانده در اثر گزند فراوانی که در طی دوره ها و سده ها از باد و باران و تابش آفتاب دیده ، نرم و خردشده و ریخته است. پوشش تالارها و دالان که هنوز کمی بجاست از تاق گهواره ای بوده است. بلندی بنا از کف تا روی بام حدود چهار متر و نیم و تا زیر سقف سه متر و پنجاه و هشت سانتی متر و کلفتی تاق نود و دو سانتی متر است. اصل بنا که بخش بزرگی از اشکوب نخست و همه ی اشکوب دوم آن از بین رفته است از سنگ لاشه و ملاط گچ به روش معمول در آغاز دوره ساسانیان با قالب دبه ساخته شده است. مغز دیوارها بسیار سخت و محکم است ولی بخش هایی از قشر دیوارها و تیزیها و گوشه ها و زوایه های بیرونی آنها پوسیده و نرم شده و ریخته است. پاره سنگها و کلوخ های ملاط و گچ و خاک سقف دیوارهای ویران شده در پای بنا و نیز در فاصله های دورتر به جاست. گوشه هایی از بنا و کف آن از آسیب کلنگ گنج جویان ویران شده است. گویا این آدران را به دوره آبادی یک یا دو بنای فرعی سبک کناری نیز بوده است که در طی یازده سده که از ویرانی آن می گذرد ، در آن قله ی بلند به شوند باد و طوفان و رعد و تگرگ و برف و یخبندان سخت و تابش آفتاب گرم روز به کلی نابود و نشانه های آن زدوده شده است.
دیوارهای بنا به صورت مستقل از یکدیگر ساخته شده ، و در مقاطع به هم پیوند ندارند. گویا نخست دیوارهای خاوری و باختری و دیوارهای میانی را به وجود آورده اند که گنبدهای تالارها بر روی آنها گذارده شده است ، و سپس دیوار شمالی و جنوبی و دیوار داخلی راهرو را ساخته اند که بعدها بر فراز آن گنبد نهاده اند. در به وجود آوردن این بنا چوب ، چه به صورت قالب دبه (Coffrage) و چه به صورت قالب کمربندی (Cintrage) فراوان به کار گرفته شده است.
دیوار میانی بین دو تالار را به هنگام ساختن گنبدها در قالب ریخته و ساخته اند. نشانه ی تخته چوب های قالبها بر روی دیوارها کاملا پیداست ، و بخشی از ملاطی که در قالب می ریخته اند ، و در روی سطح کوچک جنوبی و شمالی این دیوار برگشته است به روشنی دیده می شود. همچنین دیوارهای خاوری و باختری از داخل قالبگیری شده است.
گنبدها بیضی شکل با تخته سنگها روی قالب هلالی تاق گذاشته شده است. گنبدها بر روی دیوارها با پیش آمدگی به میزان 0.05 متر آغاز گردیده است. بر روی هر دیوار سه حفره با قطر 0.20 متر وجود دارد ، که برای تحمل چوب بست تاقها و کفهای موقتی بوده است. آنچه از چوبها در این بنا به جا مانده است همه با پوششی از ملاط ویژه پوشانیده شده است تا از عوارض طبیعی نگهداری شود. از این چوبها تا سالهای اخیر مقداری به جا مانده بود و اکنون جز اندکی همه از بین رفته است. مهراز (معمار) به وجود آوردنده ی بنا را به کیفیت تهیه ی ملاط توجهی ویژه داشته است ، و در این باره بیش از تهیه ی سنگهای دیوار کوشش داشته است. سنگها ورقه هایی از شیست کم ستبراست. این سنگ به راحتی ورقه ورقه می شود و همین نکته شوند سنگ چینی به شکل پشت ماهی است که به روشنی در دیوارهای خاور و باختر فابل دیدن است. از آثار به جا مانده نمی توان دانست که این بنا را پیرایه های نیز بوده است یا نه؟. راهرو و دورسازی تالار که در بالا قرار دارد امکان تصور ساختن نوعی پیرایه به صورت منبت یا مولور(Moulure) را می دهد؛ دور از ذهن نیست که درون ساختمان به شیوه ای زیبا و ظریف گچ کاری شده بوده باشد. در تمام آتشگاه های بازمانده از دوره ساسانی آرایش نخستین از بین رفته و اندود زیر آن نیز فروریخته و در نتیجه اصل دیوار با مصالح نخستین نمایان است.
کفهای درون بنای آدران قصران که تا حدودی دست نخورده مانده است از قشر ستبری از ملاط (4 تا 5 سانتی متر) که بر روی پی یا سکویی سنگی قرار گرفته پوشیده شده است. ورودی بنا از ایوان یا دالان جنوبی است که گویا از درگاه باختری یا حنوبی وارد آن می شده اند. گواه هایی مبنی بر اینکه این آدران دو اشکوبه بوده است وجود دارد که بزرگ ترین این نشانه ها بلندتر بودن بقایای دیوار شمال – جنوبی در میان دو تالار این آدران از اندازه یک اشکوبه است ، و چون این دیوار در میان بنا واقع است و از رخدادها به دور بوده ، سالم تر مانده است. دیگر از نشانه های نشان دهنده دو اشکوبه بودن این آدران بقایای سنگ و کلوخ موجود در پای بناست که تا نقطه های دور در پیرامون پراکنده شده است ، و با آنکه در طی دوره ها و سده ها ، حوادث طبیعی سنگها و کلوخها را خرد و نرم و نابود کرده اند ، آنچه هم اکنون موجود است از اندازه ی ویرانه ی یک بنای یک اشکوبه زیادتر است. دیگر از نشانه ها نبودن محلی چهارگوشه یا چهارتاقی که آتش سپندینه در آنجا مورد نیایش قرار می گیرد ، در بقایای آثار موجود است که گویا باید چنین پنداشت که این چهارتاقی در اشکوب بالایی قرار داشته است و مردم آنجا پس از گرویدن به اسلام ، آن چهارتاقی را نابود کرده اند.

تاریخچه بنای آتشگاه قصران و ویرانی و درازای پابرجا بودن آن : بنای این آدران به حکم گواه ها از جمله سن یابی که به روش کربن14 بر روی تکه چوبی که در گوشه ی باختری دیوار جنوبی دالان آتشگاه انجام گرفته سن آنرا 265 میلادی با تقریب 75سال (265±75میلادی) تعیین کرده اند که نتیجه همان دوره اردشیر یا آغاز ساسانیان می شود ، گواه دوم ، همانندی بنا و مصالح به کار رفته در بنا نشان از آتشگاه های پایان دوران اشکانیان و آغاز دوره ساسانیان دارد و سومین گواه اینکه در زمان ساسانیان دین زرتشت دین رسمی کشور شد و بر شمار آتشگاه ها در سراسر ایران افزوده شد.

ادرس آتشگاه قصران

در صورت اطلاع از آدرس آتشگاه قصران، در قسمت نظرات لطفا اعلام فرمائید . در صورت اطلاع از آدرس آتشگاه قصران، در قسمت نظرات لطفا اعلام فرمائید .

نقشه آتشگاه قصران

در صورت آگاهی از مختصات جغرافیایی آتشگاه قصران لطفا ما را در تکمیل اطلاعات یاری نمایید ( بدست آوردن مختصات )

نظرات شما در مورد آتشگاه قصران


کاخ های ایران کاخ های شهر تهران کاخ های استان تهران